Photo18241665075

کندن ریشه عشق تو ز جان سخت گذشت
جای خالی تو با زخم زبان سخت گذشت

چه نفس ها که ز من رفت و کسی چاره نکرد
چه قدم ها که به من گریه زنان سخت گذشت

من به دستان خودم وعده ی مویت دادم
دیدن موی تو‌ دست دگران سخت گذشت

شوق دیدار تو و وسعت تنهایی من
دست خالی من و عشق گران سخت گذشت

تنم از حسرت آغوش تو آرام نداشت
بی تو هر گوشه ی این خاک جهان سخت گذشت

گفته بودی که از این عشق گذر باید کرد
ما گذشتیم ولی بی تو زمان سخت گذشت …

وصف احوال من افتاد به دستان قلم
من نوشتم که غمی نیست … بخوان سخت گذشت

۱ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *