دلم تلاطم ممتد سرم بریز و بپاش
چقدر بی تو پر از حسرتم پر از ای کاش
نه اولین تو بودم نه آخرین اما
تو اولین منی آخرین من هم باش
اگر بناست که مهر تو از دلم برود
بگو به دل چه بگویم؟ دل بهانه تراش
به نام من تب عشق و به کام من حسرت
دهان به پای تو میسوزد از نخوردن آش
هزار زخم عمیق از تو بر تنم باقیست
تو یادگار چه داری؟ یکی دو تکه خراش…
زبان به کام کشیدم ز هر چه با تو گذشت
که راز بین من و تو دمی نگردد فاش
اگر چه با تو نشد همسفر شوم اما
من از تو کینه ندارم تو هم نداشته باش


عاااااااااالی