آه ای همدم دیرینه! مرا یادت هست؟
ذرهای از من و آن خاطرهها یادت هست؟
بچگیهای گرهخورده به خاموشیِ ذهن
من همانم! پسر سربههوا …یادت هست؟
کودکِ فتنهگرِ کویِ قدیمی، آری …
او که بیش از همه میخواست تو را …یادت هست؟
آنکه در “منچ” کمی دورِ اضافی میزد
تا که بازی برسد دست شما …یادت هست؟
سنگ یا کاغذ و قیچی، به گواهی آید
کاغذم باخت به سنگ تو چرا؟ …یادت هست؟
عهد ما در همهی خاطرههایت پیداست
عهد اینکه نشوم از تو جدا؛ یادت هست؟
پسر کوچک همسایه به من میخندید
روز آخر وسط کوچهی ما …یادت هست؟
من چه مأیوس در آن لحظه نگاهت کردم
راستی، وعدهی ما بود کجا …یادت هست؟
هادی معراجی


ماشاالله به شاعر جوان و خوش ذوق گرگانی عزیز…
این شعرها ریشه در ذوق سلیم و طبع پاک و لطیف شما دارد. انشاالله خدا حفظتون کنه🌷🌷